دی 91 - حــضــرتــ تــنــهــایــ بــهــ هــمــ ریــخــتــهــ....
سفارش تبلیغ
طراحی وب هاست ایران
درباره وب

خوش نامی قدم اول است از خوش نامی به بدنامی رسیدن قدم بعدی قدم آخر گم نامی است...
لینک دوستان
جستجوی وب
برچسب‌ها وب

علی بن ابی طالب:بررگی از رگ های انسان پاره گوشتی آویخته است که شگفت ترین عضو به شمار می رود و آن "قلب"است.

که برایش اوصاف پسندیده و ناپسند بسیاری وجود دارد:

اگر طمع در آن به جوش آید حرص تباهش میسازد

اگر نومیدی به آن دست یابد حسرت و اندوه میکشدش

اگر ترس ناگهانی آن را فرا گیرد دوری جستن از کار مشغولش میسازد

اگر به او مصیبت و اندوه روی آورد بی تابی رسوایش میسازد

اگر مالی و ثروتی بیابد توانگری یاغیش گرداند

اگر بی چیزی آن را بیازارد بلا و سختی گرفتارش کند

اگر گرسنگی بر آن غلبه کند ناتوانی از پای در آوردش

پس هر کثرت از حد آن را زیان میرساند و هر فزون از حد آ را تباه گرداند بنابر این هرکه اعتدال و میانه روی را از دست ندهد و به حکمت رفتار کند سود دنیا و آخرت را کسب کند




تاریخ : یکشنبه 91/10/17 | 11:40 صبح | نویسنده : انـــــار بـــــانـــو | نظر

چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟

دوره ی ارزانیست...

چه شرافت ارزان

تن عریان ارزان

و دروغ از همه چیز ارزان تر

آبرو قیمت یک تکه ی نان

و چه تخفیف بزرگی خورده ست

قیمت هرانسان...




تاریخ : یکشنبه 91/10/17 | 11:4 صبح | نویسنده : انـــــار بـــــانـــو | نظر

از همان روزی که دست حضرت قابیل

گشت آلوده به خون حضرت هابیل

از همان روزی که فرزندان آدم

زهر تلخ دشمنی درخونشان جوشید

آدمیت مرد

گرچه آدم زنده بود

ازهمان روزی که یوسف را برادر ها به چاه انداختند

از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند

آدمیت مرده بود

بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب

گشت و گشت

قرن ها از مرگ آدم هم گذشت

ای دریغ

آدمیت برنگشت

روزگار مرگ انسانیت است

من که از پژمردن یک شاخه گل

از نگاه ساکت یک کودک بیمار

از فغان یک مرد در زنجیر

حتی قاتلی بردار

اشک در چشمان و بغضم درگلوست

وندر این ایام زهرم در پیاله اشک و خونم در سبوست

مرگ اورا از کجا باور کنم؟

صحبت از پژمردن یک برگ نیست

هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا

آنچه این نامردمان باجان انسان میکنند

صحبت از پژمردن یک برگ نیست

فرض کن:مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست

فرض کن:یک شاخه گل هم درجهان هرگز نرست

فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست

در کویری سوت و کور

درمیان مردمی با این مصیبت ها صبور

صحبت از مرگ محبت مرگ عشق

گفتگو از مرگ انسانیت است




تاریخ : یکشنبه 91/10/3 | 12:53 عصر | نویسنده : انـــــار بـــــانـــو | نظر


  • paper | خوشنویسان | الگوریتم