زیر باران دوشنبه - حــضــرتــ تــنــهــایــ بــهــ هــمــ ریــخــتــهــ....
سفارش تبلیغ
مسابقه صبح رسانه
مسابقه صبح رسانه
درباره وب

خوش نامی قدم اول است از خوش نامی به بدنامی رسیدن قدم بعدی قدم آخر گم نامی است...
لینک دوستان
جستجوی وب
برچسب‌ها وب

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر

اتفاقی مقابلم رخ داد

وسط کوچه ناگهان دیدم

زن همسایه بر زمین افتاد

سیب ها روی خاک غلطیدند

چادرش در میان گرد و غبار

قبلا این صحنه را ...نمیدانم

در من انگار میشود تکرار

آه سردی کشید حس کردم

کوچه آتش گرفت از این آه

و سراسیمه گریه در گریه

پسر کوچکش رسید از راه

گفت:آرام باش چیزی نیست

به گمانم فقط کمی کمرم...

دست من را بگیر گریه نکن

مرد گریه نمیکند پسرم

چادرش را تکاند باسختی

یا علی گفت و از زمین پاشد

پیش چشمان بی تفاوت ما

ناله هایش فقط تماشا شد

صبح فردا به مادرم گفتم

گوش کن! این صدای روضه ی کیست

طرف کوچه رفتم و دیدم

در و دیوار خانه ای مشکی است

با خودم فکر میکنم حالا

کوچه ما چقدر تاریک است

گریه، مادر، دوشنبه ،در ،کوچه

راستی فاطمیه نزدیک است...

فاطمیه





تاریخ : دوشنبه 92/11/28 | 3:21 عصر | نویسنده : انـــــار بـــــانـــو | نظر

  • paper | خوشنویسان | الگوریتم