خَرِ مَش رَجَب - حــضــرتــ تــنــهــایــ بــهــ هــمــ ریــخــتــهــ....
سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
درباره وب

خوش نامی قدم اول است از خوش نامی به بدنامی رسیدن قدم بعدی قدم آخر گم نامی است...
لینک دوستان
جستجوی وب
برچسب‌ها وب

شنیدم که دزدی زبل نیمه شب

ربود از طویله خرِ مش رجب

رجب تا که شستش خبر دار شد

جهان پیشِ چشمش شبِ تار شد

درونِ طویله دوزانو نشست

زمین و زمان را دمِ فحش بست

یکی گفت تقصیر از آنِ توست

که قفلِ طویله نبستی درست

یکی گفت گیرید معمار را

بنا کرده کوتاه دیوار را

یکی گفت تقصیر از شحنه هاست

که هرروز بر پا چنین صحنه هاست

یکی گفت نه بوده تقصیرِ خر

چرا؟چون که میکرد اگر عر و عر

و یا یک کمی جفتک و گرد و خاک

مسلم که آن دزد میزد به چاک

شنیدم که با غیظ مشتی رجب

در آن بین میگفت یا للعجب

که هرکس به نوعی ست در اشتباه

فقط دزد در این میان بی گناه

قلم دستِ هالو چو در کار شد

بدانید تاریخ تکرار شد

شنیدم که در حومه ی اصفهان

به شهری که نام خمینی برآن

به دستِ گروهی از اشرارِ پست

حریمِ خصوصیِ مردم شکست

نه در شب که در روز جمعی پلید

به دستانِ خود فاجعه آفرید

نه از چوبِ قانون هراسی به دل

نه از آدم و آدمیت خجل

شنیدم که فرمود شیخ الانام

نبودند زن ها علیه السلام

و آن دیگری گفت از مرد و زن

همه مست بودند در انجمن

یکی گفت آنجا به جای نماز

همه بودند مشغولِ آواز و ساز

یکی گفت الحق که مردانشان

ز غیرت نبردند هرگز نشان

یکی از بزرگانِ صنفِ پلیس

چنین گفت با لحنِ رک و سلیس

که تحقیق کردیم بسیار زود

حجابِ زنان مشکلِ کار بود

خلاصه همه بوده تقصیر کار

بجز آن تجاوزگرِ نا به کار

کجایی ببینی عمو مَش رجب؟

که ما خوش بتازیم دنده عقب

اگر در دهاتِ تو خر میبرند

درین خطه ناموس را میدرند

جلو روی شوهر برادر پدر

تجاوز نمایند بی دردسر

چرا این همه ظلم و هتکِ زنان

در املاکِ آقا امام زمان؟




تاریخ : چهارشنبه 92/3/8 | 11:17 صبح | نویسنده : انـــــار بـــــانـــو | نظر

  • paper | خوشنویسان | الگوریتم